تمام شهر می‌گریست و میان این همه بی قراری ،

 آرام تر از هر کس ، 

به چشمان بی قر ارت خیره مینگریستم

  چشم هایی که بی قراری اش برای پیدا کردم من نبود

 صدایت که نامی آشنا را فر یاد میزد اما نام من نبود 

تمام شهر می‌گریست اما من ،

 آرام تر از همیشه ، 

فقط به بی قراری تو مینگریستم

 بی قراری که برای من نبود.....


منبع : snowprincessدونه ی شب و چهاردهم : بی قراری
برچسب ها : قراری